اسييييييييير برزخم

خرید بک لینک
اسير برزخم اي واي , دلم درياي غم دارد

شدم يک شاعر خسته که نفرت از قلم دارد

درون انزواي سخت ,پوسيدم , فنا رفتم

چقدر شِکوه ازاين دنيا , دل و چشمِ ترَم دارد

تمام پيکرم زخمي ِ نيشِ خنجر ذنياست

هزاران زخمِ کاري و عميق اين پيکرم دارد

شدم همخانه با غمهاي بي پايان اين دنيا

و حسّ ِ پيري مفرط , که دائم در برَم دارد

هواي شهر آلوده ست نفس بالا نمي آيد

بجاي گاز اکسيژن هواي شهر سَم دارد

توان راه رفتن نيست , دلم ميلِ نشستن کرد

ولي هرجا که ميخواهم , رطوبت يا که نم دارد

هواي درد و دل کردم که شايد مرهمي باشد

به هر کس تا رسيدم گفت اين ديوانه کم دارد

به پاي هرکسي دل را فدا کردم هوايي شد

خودم ديدم که او قصدِ , عذاب بيشترم دارم

همه رفتند و من در خود به تنهايي فرو رفتم

چه کابوسهاي بسياري , شب و اين بسترم دارد

چرا پايان ندارد اين همه کابوس لامذهب

خدايا روح من انگار , هزاران گيگ رَم دارد

دلم ميلي به رفتن داشت ولي حسي به من ميگفت

هوا گرم است و وحشتناک , نزن بيرون که دم دارد

اميررضا

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 4:26 توسط امیــــــررضا| |

حسين اميرنژاد , تخلص اميررضا...

ما را در سایت حسين اميرنژاد , تخلص اميررضا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 6:02

صفحه بندی