خیــانت ..

خرید بک لینک
خیــــــانت

بازهم از او نوشتن کــــار آسـانی نبـــود
کـار او هم در خورِ یک قلب داغانی نبود

باید از احساس من آگـاه میشد بی مـرام
گرچه شاید سرنوشتش روی پیشانی نبود

وعده ی ما گیـرم از اول نبـوده منــطقی
رفتن بی علّتش هـم کـار انســانی نبود

گیـرم از اول نبـودیم صاحب اقبـال هــم
حق من هرگز دراین اوضاع پریشانی نبود

حرمت عشق از قدیم حدّو حدودی داشته
حرمتش در قصه هـا و در غزلخوانی نبود

آنکه دم میزد در آن دوران به عشق یکنفر
هیچگـاه در رأس یک دوستیِ پنهانی نبود

آن زمانها عشق مردم پاک وصاف وساده بود
مثل حالا اینقدَر بی ارزش و فـــــانی نبود

باید از او می نوشــتم تا بفهمـد خسته ام
او که مانند خودم در عشق( زندانی )نبود

این غزل را گفتم اما نفــرتم کمتــر نشد
چون نوشتـن از خیـانت کـار آسانی نبود

حسین امیرنژاد(امیررضا) ۹۵/۱/۲۷

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 16:7 توسط امیــــــررضا| |

حسين اميرنژاد , تخلص اميررضا...

ما را در سایت حسين اميرنژاد , تخلص اميررضا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 7:32

صفحه بندی