به چـــــه حقّی؟

خرید بک لینک

به چه حقي ؟؟؟

تو چه راحت همـــــه جا عشق مرا جار زدي
مُهر و امضاءِ دلت , با همــــه اصـــــرار زدي

قصّه ميگفتي از آن عشق پُر از تاب و تبت
سنَدي ساختـــــی و ميــــــــخ به ديوار زدي

همــــــه جا اسم مرا روي زبان انـــــداختي
دم از آن معـــرفت تلـــــــــــخ و اسفبار زدي

به چه حقي به من از وعده ي خرمن گفتي؟
ضربه ي سختي به ايـــن عاشق بيمار زدي

من به نيـــــرنگ زبان تـــــــــو شدم وابسته
تو چه ديـــــدي که شبانه دم از انکار زدي؟

اين دو چشمم شده پر اشک از اين نامردي
تو نبودي که دم از مــــردي بسيار زدي ؟؟؟

تو نبودي که بيان کردي که بي من هيچي ؟
تو نبــــــودي که از احساس دلت زار زدي؟؟

به گمانت که در آن لحظه فريبـــم دادي ؟
به خيالت که مخِ هالـــــــــو و بي عار زدي ؟

به سلامت , دل ما هم به خدايي گرم است
جاي گُل دست به يک بوته ي پُر خار زدي

حسین امیرنژاد(امیررضا) ۹۴/۹/۲۴

ِ

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 15:48 توسط امیــــــررضا| |

حسين اميرنژاد , تخلص اميررضا...

ما را در سایت حسين اميرنژاد , تخلص اميررضا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 7:32

صفحه بندی