خیــانت .. - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 7:32
خیــــــانت xa0 بازهم از او نوشتن کــــار آسـانی نبـــودکـار او هم در خورِ یک قلب داغانی نبود باید از احساس من آگـاه میشد بی مـرامگرچه شاید سرنوشتش روی پیشانی نبود وعده ی ما گیـرم از اول نبـوده منــطقیرفتن بی علّتش هـم کـار انســانی نبود گیـرم از اول نبـودیم صاحب اقبـال هــمحق من هرگز دراین اوضاع پر...
بـــــرو عزیزم - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 7:32
بــــــرو عزیزم چه زود از چشمت افتـــادم عزیــزمچه راحت بــردی از یـــــادم عزیـزم xa0 چه دلخــوش بوده ام با بـــــودن توکه ای کاش دل نمـــی دادم عــزیزم xa0 دل من با تمــــــام لحظه هـــــــایمهمه دیدند کــــــــه افتادم عزیــزم xa0 زمیــــن خوردم از این نامهـــــربانیشکسته بــاز بنیـــــــــــادم ...
خاطره ي تار - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 6:02
xa0 من مانده ام و خاطره ي تار عزيزم من مانده ام و حسرت ديدارعزيزم xa0 ايکاش بچرخم به عقب باز ببينم همسايه ي ديوار به ديوار عزيزم xa0 ايکاش که اين فاصله ها طي شود ايکاش ايکاش نبينم دل بيزارِ عزيزم xa0 صدبار که از خوبي و وصفش بسرايم واللّه که مقروض و بدهکارِ عزيزم xa0 در محکمه ها حکم بر اينست که شايد ...
نوگل من بدرود - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 6:02
xa0 xa0گلِ من بدرود xa0 xa0 آن گلي را که خدا از آسمان آورده بود جايگاهش در زمين و در ميان ما نبود xa0 لطف ايزد شامل حالش شد و پرواز کرد سبقت از دنيا گرفت و رفت در اوج صعود xa0 سازگاري با جهان و ماندن اينجا نداشت گوي سبقت را در اوج بچگي هايش ربود xa0 انتخابش زندگي در آسمانها بود و رفت سيلي دنيا به من...
اسييييييييير برزخم - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 6:02
اسير برزخم اي واي , دلم درياي غم دارد شدم يک شاعر خسته که نفرت از قلم دارد xa0 درون انزواي سخت ,پوسيدم , فنا رفتم چقدر شِکوه ازاين دنيا , دل و چشمِ ترَم دارد xa0 تمام پيکرم زخمي ِ نيشِ خنجر ذنياست هزاران زخمِ کاري و عميق اين پيکرم دارد xa0 شدم همخانه با غمهاي بي پايان اين دنيا و حسّ ِ پيري مفرط , که...
به گمانم ...... - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 6:02
xa0 روزگاريست دلم در گرو ناز کسي است به گمانم که دراين مرحله عاشق شده ام xa0 ظاهرم مدعيِ سرِّ دروني من است ظاهراً مثلِ خودِ آينه ي دق شده ام xa0 شب و روزم شده نقاشيِ تصوير کسي که بهمراهيِ او سوار قايق شده ام xa0 شفَقي از آسمان و قايق و درياچه اي من و همراهيِ حسّي که مشوق شده ام xa0 آنقَدر حسرت آغوش ...
جای شما نیست - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 6:02
xa0 xa0 اینجا هوا ابـــــری شده مایل به بارانی ست از صبح فردا احتمالا سرد و طوفانی ست xa0 چتر مــــــــــرا طوفان قبلی با خــــــــــودش برد هیچ اعتباری هم به زورِ پنجـــــه ها نیست xa0 چتری مهیــــــــــّا می کنم از جنــــــــــــــــــــس بـــــالا سرپنجه ها با چتــــــــــر اینجا آشنا نیســــــــ...
خدایا...شکایت دارم - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 6:02
xa0 خدایا دردی افتاده به جانِ خسته ی پردرد شکایت دارم از این روزگارِ وحشیِ نـــــامرد xa0 شکایت دارم از این نوع عدالتهای اجباری چرا باید برای زندگی کردن تحمّل کــــــــــرد xa0 خدایا می شود یک لحظه هم درجای ما باشی ببینی زخمِ نامردانِ در پشت نقاب مـــــــــــرد؟ xa0 خدایا می شود جایم در آن روزِ سیاه...
منم عین خودت نامردم - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 6:02
xa0 xa0 من از امروز دگــــــــــــــر عین خودت نامردم کم بدی کردی و من صبر و تحمل کردم؟ xa0 طاقتم تاق شد از ایــــــــــنهمه نامــــــــــردی ها از همیـن لحظه من از خاطره ات دلسردم xa0 در دلم میکُشم احساس تو را..شکے نیست که شبیه تو به دنبـــــال کسے می گــــــــــردم xa0 خسته ام کردی و من را بجنــــ...
لعنــت - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 6:02
لعنت به هر چی عشقـهلعنت به هر چی عاشقلعنت به زندگیــــمونلعنت به این دقـایـــق لعنت به من که پستمبیخودی عاشق هستمغــرور و غیــــرتم روبه راحــتے شکســــتم لعنت به این زمــــونهعشقای بی نشـــــونـهدوس داشـتنای مفـتیحرفــــی که از زبونــه لعنت به حـــس بیخودکه آخرش عـــــزا شــدبین جوونا امـــــــــر
رفتی ؟؟؟؟؟؟ به جهنم . به درک - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 6:02
رفتی ؟؟؟؟ به جهــــــــــنم به درک xa0رفتی ؟ به جهنم به درک..ارزشت این بودحدّ تو همان بی خـــــردِ غار نشین بـــــودxa0رفتی ؟ بسلامت ؛ تو کجـــا قَدّ من هستیاندازه ی تو بیــــــشترش زیـــرِ زمین بودxa0راحت شدم از دستِ توی خائـــــن بدذاتذات تــــو به املا ٔنوشتـــــاری همین بودxa0تاحال ندیدم بخـــدا...